بیداری - روز اول / قسمت دوم

برچسب روی روپوشش می گوید دکتر بهرام بشر فوق تخصص مغز و اعصاب هم با ماست. با سرم مشغول است. گویا انگشتان سردش مغز بی حجاب مرا می چلانند. به روبروی نگاهم می آید، خیره از پس عینکش کودکانه می پرسد "اسمت چیه؟". به خود می آیم، من که ام؟ ناخود آگاه چشمان پرستار را می جویم، نمی دانم چرا. شاید پاسخ آنجاست. اما، چشمانش لالند. صدایی گفت: رها، تو .... رها! او کیست؟ منم؟ دکتر کلام زن جوان تیره پوش را با "خانم از شما نپرسیدم" برید. زن در خود شد، آنگونه که می باید تاییدش کنم، او کیست؟ بی پاسخ از نگاهش باز می گردم. سکوتشان گویا اعتراف مرا در انتظارست می پایدم و من گنگم. شاید بیادآوردن را از یاد برده ام، نه! البته که می یابمم، من!  ... نمی دانم! آه! من هیچ چیز نمی یابم، گمشده ام، جا مانده ام. سرم خالی است. تصور جمجمه خالی ام مانند آونگی درش صدا می کند، چشمان دکتر که بین من و نوشتن چیزی در تردد است گویا می شنود. می گوید "اصلا حرف زده؟"، وحشتی در کمین است. می گویند: "نه!"، می آید تا من. در گریز باز از گشایش دهانم بیرون می زنم. آری گفتن اندیشیدنی نیست. امتداد فریاد کم رمقم را کوچ می دهم سوی "من کیم؟". دکتر کمتر ازآندو جا می خورد و من بیشتر از همه. سکوتی جاری می شود. دکنر نوشتنش را در برابر نگاه پرستار می گیرد و چیزهایی می گوید، من مانده ام که چه کنم؟ مواجهه دمادم پرسشهایی بی پاسخ را چه کنم؟ دکتر برگه ای به تایید پرستار می سپارد و روبه من "خوب میشی!"می گوید، صدای حقی از سوی زن می رسد، دکتر پی میگیرد "تنها باشه، بعد از ظهر بازمی بینمش ، ... چیزی نمی خوای؟"، می گویم "آینه".

/ 5 نظر / 10 بازدید
titi

اينكه دنبال نگاه پرستار مي گشتي، اينكه بيادآوردن را از ياد برده اي، اينكه چشمانش لالند و... خيلي تعابير زيبايي بكار برده ايد. لذت بردم موفق باشيد در ضمن مرا گاهي به نام صدا مي زنند، خودم را يادم نمي آيد

شیرین

می دونی ؟ کاش همه زنهای ایران یه روزی رها بشن ...نوشته ات رو خوندم ساده روان در عین حال گستاخ

زهره سعیدیان

سلام ممنون که نظر دادی ولی منظور همان گوگل بود یک طنزه دیگه درضمن دوست دارم نوشته های هرکس رو که میخونم یک اسم یا مشخصاتی حتی اگه اشتباه وجود داشته باشه میدونی اسم یک نوع هویته که هرکس باید داشته باشه حتی بصورت مستعار[خداحافظ]

وهومنه پور مزدا

سلام! فکر کنم الان خوب شدید [نیشخند] اگر خوب نشید امیدوارم قوی و محکم باشید در مقابل بیماری [گل]

arezoo

che zibast be kar bordane vajehaye gong dar matni ziba va sangin va in ast honar yek nevisande