لنگه کفش های خبرنگار عراقی در اعتراض به دموکراسی امریکایی!

جستجوی عنوان مضحک "لنگه کفش" از میان روایت های گوناگون خبر تا اظهار نظرهای آنچنانی و حواشی داغش می گذراندت.  با خود کلنجار می روی تا متقاعد شوی که باید سوالی مانند " این خبرنگار دوره صدام کجا بود ؟ " را درادامه سایر نظرات که عموما با کلمه "ای کاش" آغار و لب مطلبشان "اوخ که اگه می خورد چی می شد" است بنگاری و ارسال می کنی ... بارگزاری دوباره صفحه جاری بعد از عبوری رنج آور از میان خست های اطلاع رسانی پس از مدتی ممکن می شود و اما نشانی از تو و پرسش کوتاهت در میان نیست.

نظر من در ادامه این خبر تا لحظه نگارش این مطلب درج نشده است.

در اینجا زمان زیادی صرف نوشتن مطلبی کردم که التماس زانوهای دردناکم مرا بدان داشت که حذفش کنم و فرض کنم آنانی که گاهن به حداقل توانایی های ذهنی شان مشکوکم نانوشته های مرا در پس پرسشها خواهند خواند.

سوالاتی کوتاه از تویی که مجاز می اندیشی! ( و نمی گویم "سوالاتی مجاز از تویی که کوتاه می اندیشی!") 

١- بوش دراین سخنرانی به زمینه های دمکراسی در عراق اشاره کرد. دمکراسی چیست؟

٢- ریشه ی ای کاش ای کاش های پیرامون این شلیک تاریخی در کجاست؟

٣- رسانه ملی (!) که بی رقیب و بناچار مصداق پیش فرض خبرنگاری و خبر پراکنی برای "در ایران ماندگان" است عنوان قهرمان ملی (دقت کنید رسانه ملی قهرمان ملی، ... ملی) را درباره این خبرنگار نقل کرد. بجاست که بپرسیم خبرنگاری چیست؟ و خبرنگار کیست؟

۴- و من از قدرت تخیل شما برای پاسخ به آخرین سوالم یاری می خواهم که اگر این خبرنگار در مسند رئیس جمهور آمریکا بود چه می کرد؟

 ای کاش به اندازه زمان طرح این سوالات به پاسخشان بیندیشی و ای کاش ...

/ 0 نظر / 9 بازدید